بسم الله
نمای اولم را خیلی ها دیده اند، یک دختر کوچولوی ناز،
اما دوست دارم، نمای آخرم جز این نباشد...
اللهم ارزقنی شهادة فی سبیلک
برچسب:
نویسنده: پرهام هاشمی
بسم الله
نفر اول گفت نرو
دومی اصرار کرد بمان
سومی نهیب زد کجا
چهارمی جلویم ایستاد: نمی ذارم بری!
پنجمی...
خدا گفت:بیا
و همین یک حرف کافی بود، همین یک کلمه...
همه این حرف ها را به حضرت ارباب زدند، دوست و دشمن، رفیق و یار... برادر و همراه...
خدایا
در صراط حق
ذره ای ما را به خودمان وامگدار...
برچسب:
نویسنده: پرهام هاشمی
بسم الل
۹۴ سال است که شیعه، خار در چشم، استخوان در گلو مانده،
۹۴ سال است که زخم شیعه التیام نیافته،
۹۴ سال است که این عکس روضه شده،
۹۴ سال قبور مطهر بقیع، سایبان ندیده
۹۴ سال است حسرت یک شمع، یک فانوس، یک چراغ بر روی دل شیعیان سنگینی می کند،
۹۴ سال است مدینه رنگ روضه ندیدی،
۹۴ سال است که حریم نبوی، مشکی پوش نشده،
۹۴ سال است...
...
کاش این زخم، صد ساله نشود...
برچسب:
نویسنده: پرهام هاشمی
بسم الله
بچه ها را دیدید وقتی می خواهند راه رفتن یادش بدهند...
اول پایه بچه را می گذارند روی پای خودشان،
بعد یک نفر دستش را می گیرد و آرام، آرام قدم برمی دارد،
مرحله بعد دستش را به دیوار، میز، مبل می گدارد،
بعد یک اسباب بازی روبه رویش می گدارند که به هوای اسباب بازی بیاید،
دستش را می گیرند،
بعد روبه رویش می نشینند و تشویقش می کنند...
قدم به قدم...
شیطان هم دقیقا همین کار را می کند، درِ باغ سبز نشان می دهد، اما... فقط
س
ر
ا
ب
است...
سراب
برچسب:
نویسنده: پرهام هاشمی
برچسب:
نویسنده: پرهام هاشمی